محمد تقي جعفري
9
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
هستند براى به راه انداختن حيات و كارگاه و مركب آن ، لذا آب انسان تشنه را سيراب مىكند ، خواه پس از سيراب شدن سلاحى بدست بگيرد و همهء مردم بيگناه روى زمين را بكشد و يا دوايى را كشف كند و همهء دردهاى بشرى را منتفى بسازد . با نظر به اين توضيح است كه بايد گفت : منظور امير المؤمنين عليه السلام از موهون بودن دنيا در نزد خدا ، آن نيست كه هم مىتواند وسيله براى كسب خيرات باشد و هم وسيله اى براى معصيتها ، بلكه مقصود برقرار كردن رابطهء هدفى با اين دنياست كه با ارزشترين حقايق هستى را كه جان و روان و روح انسانى است ، قربانى امور مادى ناچيز دنيا مىنمايد نقل شده است كه : سرور شهيدان امام حسين عليه السلام در روز عاشورا ، موقعى كه همهء ياران خود را از دست داد ، رو به طرف آسمان نموده چنين زمزمه نمود : إنّ من هوان الدّنيا على اللَّه إنّ رأس يحيى بن زكريّا أهدى إلى بغىّ من بغايا بنى إسرائيل و أنّ رأسى هذا يهدى إلى بغىّ من بغايا بنى أميّة . إنّ بنى إسرائيل كانوا يقتلون سبعين نبيّا بين طلوع الشّمس و غروبها ثمّ يجلسون فى الأسواق كأنّهم لم يصنعوا شيئا فأمهلهم اللَّه فأخذهم بعد ذلك أخذ عزيز ذى انتقام . ( از موهون بودن دنيا در نزد خداست كه سر حضرت يحيى بن زكريا بيكى از زناكاران بنى اسرائيل هديه فرستاده شده و اين سر من ( هم ) بيكى از زناكاران بنى اميه هديه فرستاده خواهد شد . بنى اسرائيل [ گاهى ] هفتاد پيغمبر را ميان طلوع آفتاب و غروب آن مىكشتند و سپس [ با آسودگى خاطر ] در بازار براى سوداگرى مىنشستند ، گويى آنان هيچ كارى نكردهاند ، خداوند به آنان مهلت داد و سپس همهء آنان را با قدرت مطلقه و ارادهء [ خداوند ] عزيز منتقم گرفت [ و نابود ساخت ] حال كه دنيا چنين است و زندگى مادى با ارزشترين و با عظمتترين انسانها را دستخوش بازيهاى بازيگران خودكامه مىنمايد [ اگر چه قدرت نفوذ به منطقهء ماوراى طبيعى ارواح انسانها را ندارد ] پس نمىتوان به اين دنيا از ديدگاه ارزشى ذاتى نگريست .